الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
344
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
ثانيها 1 ) [ دومين مقدمه بحث مشتق پيرامون اسم زمان مىباشد ] [ آيا اسم زمان داخل در بحث هست يا نه ؟ ] 1 ) مقدمه دوم از امور مقدماتى بحث مشتق پيرامون اسم زمان مىباشد ، برخى از اصوليين قائلند كه اسم زمان داخل در بحث مشتق نيست آنان مىگويند از آنجا كه اسم زمان ويژگى دوم مشتق اصولى را دارا نيست داخل در حريم نزاع نمىباشد . يعنى مىگويند چون با از بين رفتن مبدأ و وصف عنوانى ، اصلا ذاتى باقى نمىماند لذا بحث از اينكه آيا اسم زمان در ما انقضى حقيقت است يا مجاز ، بىمعنا خواهد بود و براى مدعاى خود چنين استدلال مىكنند : [ توضيح امور قاره غير قاره ] براى توضيح ادعاى آنان بايد امور قاره و غير قاره توضيح داده شود : امور قاره : امورى هستند كه اجزاى آن در زمان واحد وجود دارند و فرقى نمىكند كه اجزاى آن در خارج وجود داشته باشند مثل انسان و سنگ و درخت و يا اينكه از امور اعتبارى و انتزاعى به حساب آيند مثل مالكيت و رقيت و زوجيت امور غير قاره : امور غير قاره يا تدريجى ، امورى هستند كه اجزاء آن در زمان واحد وجود ندارند بلكه تدريجا موجود مىشوند و بعد هم از بين مىروند مثل زمان و حركت . حال كسانى كه مسأله مشتق را در اسم زمان جارى نمىدانند مىگويند كه بحث مشتق فقط در امور قاره جريان دارد زيرا اگر مشتق از امور قاره باشد با از بين رفتن آن امور ، ذات مزمحل نشده و از بين نمىرود مثلا زوجيت از امور قاره اعتباريه مىباشد .